گاه‌گه پرتوی افتد به دلم / که پر از نور کند آب و گِلم گویی آید به بَرَم پیکِ سروش / با پیامی همه نور و همه نوش که من از بهرِ تو، فرزندِ زمین / تحفه آورده‌ام از عرشِ برین چشم روشن کُن و بفْروز رُخان / اسمِ اعظم طلبی؟ خیز و بخوان همچو من باش و بگو ای دلبند / که به دانایِ توانا سوگند، گر توانایی و گر دانایی‌ست / برترین نامِ خدا زیبایی‌ست پس بخوان با منِ ژولیدۀ مست / مست از روحِ می و سرِّ الست: ای گُلِ سرسبدِ باغِ جمال / وی جمالِ تو فراتر ز کمال آفرینندۀ هر برترین نامِ منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان Savior of humanity درب پارکینگی Australian wildlife فروشگاه اینترنتی ایران کالا یادداشت های وحید خرازی سایت روستای فرخزاد